روزی در جنگلی کلاغی در تمامی طول روز بر روی شاخه درختی نشسته بود و هیچ کاری انجام نمی داد. خرگوش کوچکی او را دید و از او پرسید: "آیا من هم می توانم مانند تو تمام روز را در گوشه ای بنشینم و هیچ کاری انجام ندهم؟". کلاغ پاسخ داد: "البته، چرا نه". خرگوش هم زیر همان درخت نشست و استراحت خود را آغاز کرد. ناگهان سرو کله روباهی پیدا شد. روباه پرید و خرگوش را گرفت و خورد. نتیجه: برای اینکه بتوانی بنشینی و هیچ کاری انجام ندهی، باید در جایگاه بالایی قرار داشته باشی!!! |